نامه ای برای خدا
به نام انکه دوست را افرید تا کسی تنها نماند اما دوست بد ترین افریننده ای است که همه را تنها میگذارد
خدایا مرا ببخش که ازت گله مندم ولی خب چاره ای ندارم به تو نگم به کی بگم ؟
خیلی تنهام خدا ینی کسی منو درک میکنه ؟
درکم میکنه که دارم سختی میکشم ؟
یعنی به من فکر میکنه؟
اصلا برتش ارزش دارم؟
الان داره چی کار میکنه؟
میخنده . گریه میکنه . خوشحاله . غمگینه . اونم ازت گله داره !!!
یا ازت خیلی راضیه!!!
خدایا سوال های زیادی دارم !! اگه بگم صفحات کل دفتر های تموم دنیا از سوال های بی جواب پر میشه .
موندم کی میخوای جواب بدی من که صدای تو رو نمیشنوم !! اما تو صدای منو خوب میشنوی .
حرفای دلمو خوب میخونی . ولی نمیدونی چه جوری جواب بدی که من بشنوم !!!!!
اره ؟ دارم راس میگم ؟
حدسم درسته ؟
یعنی زمونه اینقدر بی رحمه یا رسم زمونه اینه ..............
خوش به حال اونایی که میمیرن . اما کی نوبت من میشه ؟
کی صف مرده ها تموم میشه تا نوبت من برسه ؟
کی میتونم اون حرفایی رو که خیلی دوس دارم روی قبرم بگم بنویسن ؟
میخوام بگن بنویسن : { روز مرگم اشک را شیدا کنید . روی قلبم عشق را پیدا کنید . روز مرگم خاک را باور کنید . روی قبرم لاله را پر پر کنید . خانه ام را وقف نیلوفر کنید . پیکرم را غرق در شبنم کنید . روز مرگم دوست را دعوت کنید . دور قبرم را کمی خلوت کنید . بعد مرگم خنده ها از سر کنید . مردنم را دوستان باور کنید .}
فک کنم بهش این حرفا رو گفتم . اما فک نمیکنم جوابی داده باشه مردن بزرگترین ارزوی منه اما قبل از مردنم میخوام بهش ثابت کنم که چقد دوسش دارم . اما اون نفهمید و من و خیلی زود تنها گذاشت . من میدونم نمیتونم ببینمش . پس همین جا بهش نامه مینویسم و میدونم که جوابی ندارم .
این یه نامه بی جوابه ولی با این حال مینویسم :
به نام انکه جدایی را افرید تا قدر با هم بودن را بدانیم ؟؟!!!
{ خیلی سخته بعد چند وقت تازه بدونم دوس داشتنش دروغ بوده ولی بازم بهم بگه دوستت دارم . نمیدونم اصلا رسم قایم موشک زمونه اینه تو چشم میزاریو من قایم میشم ولی تو یکی دیگه رو به جای من پیدا میکنی . خدایا همه این کارا رو تو کردی به هر کی دلبستم دلمو شکستی هر جا لونه ساختم خرابش کردی وقتی با دیدن کسی ارامش پیدا میکردم تو استرس و به جونم انداختی نمیدونم حتما این کا رو تو کردی که به جز تو به کسی دل نبندم حالا که به تو دل بستم کمکم کن . عشق بزرگترین دروغ دنیاس خداحافظ ؟؟؟!!!
به امید دیدار در قیامت ؟؟!!!
این بغضی است که مونده تو گلوم داره خفم میکنه کاش با جیغ کشیدن و گفتن دوستت دارم این بغضو خالی میکردم . اما افسوس . افسوس که نمیشه پیش کسی گریه کنم که بگن چرا گریه میکنی چون منم جوابی ندارم . نه میشه پیشه کسی جیغ بکشم نه میشه بگم دوستت دارم . به کی بگم دوستت دارم . وقتی که دستم خالیه اون . اون ور دنیا من اینور دنیا . وقتی اون هیچ احساسی به من نداره به من فکر نمیکنه دوسم نداره نمیشه بگم نه نمیشه من دیگه نمیتونم صاقتم تموم شده دیگه از همه کس و همه چیز سیر شدم به جز اون دیگه بریدم نفسم بدون اون به سختی در میاد دیگه هیچ وقت نمیتونم بهش بگم . نگرانی های من بی پایانه . پس به امید اون روزی که نگرانی های من به پایان برسه .........
